در پیچ و خم جاده های مالرو
گم شده ام.
فرصتی هست
برای قبری که تاریخی ندارد
شعری بنویسم
از دور شدن ها
از عطر چای
کلمه ای بگویم
آه از این بی انتها و
رد پای خاطرات زخم سالی
که حالا دیری ست
پشت گل های بی نام و نشان
اشک میشود.
ــــــــــــــــــــــــاین یه شعر از عشق خودمه که با یه دنیااااااا عوضش نمیکنم.

